براي مراحل بعدي بودائيت هندو است‌) تداوم آرام و نامشهود آن كم‌تر در اثر ايجاد فشار و محدوديت بود تا از رقابت حيرت‌انگيز ناشي از چندگونگي و همه جاگيري آيين هندو. بودائيت‌ هيناياناي اصلي مدت‌ها پيش از زوالش به چيزي كاملاً متفاوت به نام ماهايانا تغيير شكل داده‌ بود. آشواگوسا (دوم - 1) و ناگارجونا (سوم - 1) را غالباً بنيان‌گذاران دين جديد، يعني قانون‌ جامعي كه براساس آن آيين نو درمدت شش قرن (از دوم تا هفتم‌) ساخته شد، مي‌دانند. ولي‌ حتي ماهايانا هم‌، با همه‌ٴ جامعيت و روحانيتش نتوانست فشار آيين هندو را تحمل كند و به‌ همان طريقي كه يك معبد زيبا در جنگلي انبوه و مقاومت ناپذير بلعيده مي‌شود، تحت‌الشعاع‌ آيين هندو قرار گرفت و با آن سازش كرد.1
دين بودايي كه چين و خاور دور را فتح كرد، منحصراً ماهايانا بود، ولي بي‌شباهت به معجزه‌ نيست كه بودائيت هينايانا در سيلان وبرمه حفظ شد و از هريك از اين كشورها شاهدي در دست‌ داريم‌.
وِدِها تِرا، كه در صومعه‌ٴ بزرگ آنوراداپورا مي‌زيست‌، مجموعه‌اي از داستان‌هاي بودايي‌ را گ-رد آورد كه تا به‌امروز رواج فراواني داشته است‌. در برمه هم مدامكارا عمل مشابهي‌ انجام داد و افسانه‌هايي نوشت كه نشان‌دهنده‌ٴ مراحل مختلف وجود بود. اين آثار، كه در سيلان يا برمه نوشته شده و طبعاً همه به زبان پالي بود، وسيله‌ٴ تبليغ بودائيت هينايانا به‌ شمار مي‌رفت‌.
21. بودائيت چيني‌. ني‌ين چئانگ تاريخ بودائيت را تا سال 1344 نوشت‌. مي‌توان تصور كرد كه او متعلق به چئان‌تسونگ (يا مذهب ذيانا، ذن‌) بود، چون به تاريخ اين مذهب از زمان ايجاد آن به اقتداي بودي‌دارما (ششم - 1) تا زمان خودش توجه خاصي دارد. اين مكتب در چين بسيار رايج بود.
رشد بودائيت تبتي (مقدمه 1، ص 451 - 453) در چين از آنجا معلوم مي‌شود كه ترجمه‌ٴ كانجور از تبتي به مغولي در ربع اول اين قرن به اتمام رسيد.
22. بودائيت ژاپني‌. تكوين بودائيت ژاپني پيش از پايان سده‌ٴ سيزدهم اساساً به انجام رسيده‌ بود؛ يعني تمام مذاهب عمده تشكيل شده بودند، و دوتاي آخري عبارت بودند از نيچيرن - شو (1253) و جي - شو (1275) -- هرچند بعدها فرقه‌هايي از اين مذهب‌ها منشعب شدند. مثلاً در


1. مي‌توان گفت مقارن اواخر سده‌ٴ هفتم‌، يعني در هنگام ديدار ئي - چينگ (هفتم - 2) از هند، عصر خلاقيت آيين ماهايانا درآن كشور ديگر سرآمده بود و مقارن سده‌ٴ دهم به ندرت در آنجا بودايي يافت مي‌شد. با اين همه‌، سنت‌هاي ديني را دشوار مي‌توان نابود كرد وآنها در صورت نياز به زندگي پنهاني يا انگلي‌ خود ادامه مي‌دهند. از اين‌رو در سده‌ٴ يازدهم يا دوازدهم در هند يك نويسنده‌ٴ بودايي به‌نام آدواياواجرا وجود داشت‌، كه موٴلف منظومه‌هاي تعليمي ماهايانا و واجرَيانا (يعني تركيب عجيبي از توحيد، جادو، تغزل و بودائيت‌) است‌.